درد دلهای من در قاب عکس سری ( ۱ ) چاپ



بنام یگانه حامی پرستوهای بی آشیانه تقدیم به چشمهایی که در راه ماندند و دلهایی که آنها را راندند،
تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست و عهد هایی که کسی آنها را نبست.
زندگی شیبی است،عشق سیبی است و وای بر حال آنکه در عشق پایبند نظم و ترتیبی است،واما تو...
قرارنبود آن وقتهای تو جایشان را با این وقتهای من عوض کنند.
قرارنبود عشق هم مثل گیلاس ،بوسه،عیدی و تعطیلات تابستان اولش قشنگ باشد.
قرارنبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم.
قرارنبود کسی به هوای نشکستن دل دیگری بماند.
قراربود هرکس به هوای نشکستن دل خودش بماند.
قرارنبود هرچه قرار نیست باشد.
قرارتنها بربی قراری بود و بس.
گمان نمی کنم گناه من سنگین تراز نگاه تو باشد،
من یقین دارم که کودک دلت کمتر از پیش بهانه ی لالایی های شعر گونه ام را می گیرد،
مهم نیست فقط یک چیز یاد همه بماند.اگر اتفاقی که نباید بیفتد افتاد،تنها برایت می نویسم:
خودت خواستی تقصیر
من نبود،زیرسایه ی امن ترین سایبان هستی دلواپس دلواپسی های یکدیگر باشیم
